محمد مفيد مستوفى بافقى

145

جامع مفيدى ( فارسى )

نظم سخن لؤلؤ و مرجان شدى * خامهء او چون گهرافشان شدى از جملهء مصنفات آن وزير آصف صفات « جامع التواريخ رشيدى » و « توضيحات » در ميان مورخان معروف و مشهور است و حكايات غرايب آيات و مسايل فرخنده سمات آن اوراق بر الواح خواطر منقوش و مسطور ، و آن‌جناب در زمان [ 123 ب ] غازان خان بر مسند وزارت نشسته راى صواب نمايش ناظم مصالح امم گشت و فكر مشكل گشايش مدبر امور جمهور بنىآدم شد و تا آخر ايام حيات غازانى در غايت اقبال و كامرانى بسر برده چون اولجايتو سلطان زمام مهام كشورستانى به قبضهء اقتدار درآورد بيشتر از برادر دربارهء آن دستور ستوده سير لطف و مرحمت مبذول داشت و درجهء او را از ابناى جنس بلندتر كرد و آن وزير نصفت نهاد به انامل مكرمت ابواب عدل و انصاف بر روى خواص و عوام بگشاد و اهل علم و فضيلت را مشمول نظر عاطفت گردانيده جهت ايشان مدارس و بقاع خير بنا نهاد و مزارع مرغوب و مستغلات « 1 » نفاع بر آن بقاع وقف نموده پيوسته غمام انعام و احسانش بر فرق اصحاب رشد و رشاد مىباريد ، و هرگز هيچ آفريده از خوان نعمت و انعام بيكرانش مأيوس و محروم نمىگرديد . آثار خيرات آن مظهر الطاف واهب العطايا هنوز در ولايت عراق و آذربايجان باقى و پايدار است . و در اواخر ايام دولت اولجايتو سلطان [ 124 الف ] خواجه عليشاه جيلانى به غايت مقرب شده بعضى مهمات را بىوقوف خواجه رشيد فيصل مىداد و از اين جهت حزن و ملال به خاطر وزير حميده خصال رسيده نزد پادشاه زبان شكايت بگشاد و به عرض رسانيد كه اگر در منصب وزارت بنده بر عليشاه تقدم دارد او را متابعت من بايد كرد و اگر تمشيت اين امور به دو مقرر است بنده را روى به سرانجام مهم ديگر بايد آورد ، و حالا خواجه عليشاه هريك ازين صورت اختيار نمايد بنده به قدم اتفاق پيش‌آيد . اول آنكه متعهد سرانجام جميع امور ديوانى شود تا من به جواب محاسبات سنوات سابقه قيام نمايم .

--> ( 1 ) - اصل : مستقلات